نمیدانم چند روز شده که اینترنت قطع است. حدودا هشتاد روز. در این مدت، دوستم روژین از سر رفاقت به من کانفیگ رایگان داد تا بتوانم اتصال اندکی به اینترنت داشته باشم.
در این مدت چه گذشته؟
- از یکی از کارهایم بیکار شدم.
- آموزشگاه زبان باز شده و من مشغول به کار شدم.
- استخر روباز پایگاه فعالیت خودش را شروع کرد.
- من رفتم چکاپ سالانه سینه و متوجه شدم یه توده توی سینهام هست. منتظر وقت ام آر آی هستم تا بررسی بیشتری شوم.
- بعد از چهار سال زندگی در پایگاه چهارم، تازه دستگاه تصفیه آب خریدیم به مبلغ پانزده میلیون تومان. (شاید این اعداد بعدها یادگاری شود).
- یک توله سگ بیمادر وارد محوطه ما شده و در حیاطهایمان میچرخد. پدر امیر حسین به امیرحسین گفته که یکی از دوستانش در بخش تربیت سگ کار میکند، این توله را میبرد برای او. امیدوارم راست گفته باشد.
- هنوز چیل چیل و زغالچه در حیاطهایمان هستند.
- ۲۹ اردیبهشت، توده گرد و غبار وارد خوزستان شده و نمیتوانیم نفس بکشیم.
- کماکان منتظریم ترامپ حمله کند.
- یک روز در میان یا پدافند فعال میشود، یا مهمات عمل نکرده امحا.
- همه چیز وحشتناک گران شده و این قیمتها در برابر قیمتهای تهران خوب محسوب میشود.
– «تخمه شده کیلویی ۸۰۰».
– «خوبه که. من اینجا میخرم کیلویی یک میلیون».
- مرغ نیست!
اینو من به عنوان یه یاداشت اینجا می نویسم:
وضع امروز ما تو ایران
هزینه هامون درحد نیویورک شده
کیفیت و خدمات درحد نه، بدتر از فاولا
امیدوارم تو تاریخ بنویسین که
*آمریکا* (یا شاید خود یهودیا یا هر کس یا گروهی که دنیا رو دارن اداره میکنن)
با ما ایرانی های بینوا چیکار کردن.