خلاصهای از دوران آتش بش
نمیدانم چند روز شده که اینترنت قطع است. حدودا هشتاد روز. در این مدت، دوستم روژین از سر رفاقت به من کانفیگ رایگان داد تا بتوانم اتصال اندکی به اینترنت داشته باشم. در این مدت چه گذشته؟ از یکی از کارهایم بیکار شدم. آموزشگاه زبان…
چیل چیل زایید!
اوایل دی ماه ۱۴۰۴، چیل چیل خانم، گریه حیاطمان، خاستگاران زیادی داشت. یک شب آمده بود روی کولر دراز کشیده بود و ۳ – ۴ تا گربه نر هم پایین کولر تماشایش میکردند و منتظر نیمنگاهی از سمت چیل چیل بودند. در بین آن گربهها،…
همه چیز متوقف شده
همه چیز متوقف شده. همه چیز. کماکان اینترنت قطع است. بیش از دو ماه! شصت روز! کانفیگهای گیگی ۴۰۰ تومن، ۵۰۰ تومن ممکن اندک اتصالی به دنیای بیرون به تو بدهند، اما من هنوز نتوانستم آپدیت گوشیام را دانلود کنم. آنقدر نمیارزد. سرم را با…
۴۴ روز است اینترنت نداریم!
چقدر اینترنت نداشتن سخت است. مثلا میخواستم سرچ کنم «شماره تلفن مقبره عطار نیشابوری»، نمیشد. آچمز میشدم و رهایش میکردم. من از اول اسفند ۱۴۰۴ درآمد نداشتم، چون از نهم اسفند و با شروع جنگ ایران با امریکا اینترنت بین الملل قطع شده است. امروز،…
هشت سال جنگ ساکنین پایگاه چهارم چه کردند؟
روز ۳۸ام جنگ، پنج بار پایگاه چهارم را زدند. هشت صبح، در منزل آقای عباسی بودیم که با صدای اولین انفجار از خواب پریدیم. همان جا، در رختخواب نشستیم و به صدای جنگندهها گوش میدادیم. خیلی نزدیک بودند و انگار موشکی داشت به سمت زمین…
آوارگان جنگ زده پایگاه چهارم
از ترسو بودن بعضیها، با آن عکس پروفایلشان در ایتا، همین بس که هنوز یک گلوله به سمت پایگاه چهارم شلیک نشده بود و یک ساعت از شروع جنگ نگذشته بود که دُمشان را گذاشتند روی کولشان و از دزفول رفتند! آقا! شاید فردایش جنگ…
باز هم جنگ شد!
یازده اسفند ۱۴۰۴ ساعت حدود ۱۰ صبح بود. ما باشگاه بودیم که یک خانمی بلند گفت: «پایگاه را زدن». من سکوت بودم. آن روز مدارس بعضی از شهرهای خوزستان از جمله دزفول، تعطیل بود. میگفتند هوا آلوده است. برای همین بیشتر خانمها در هول و…
مامان عزیز رفت
مامان عزیز (با سکون روی ن)، مادر مادرم بود. و خب چون مادر من معلم و شاغل بود، خیلی وقتها لای دست و پای مامان عزیز بزرگ شدیم. البته بیشتر داداشم؛ مسئولیت من با تنها خالهام بود. اما اوج ارتباط و وابستگی من با مامان…
شبکه های اجتماعی